” لغت نامه ی تخصصی تعزیه “

( ث )

ثاقب : روشن ، فروزان ، ستاره ی روشن .
ثُرَیا : ستاره پروین ، چراغ .
ثابت : پابرجا ، برقرار ، پایدار .
ثابت قدم : پابرجا ، متین ، ثابت رأی .
ثارالله : کین خواه خداوند ، کسی که از دشمنان خدا انتقام گیرد .
ثالثاً : بار سوم ، سه دیگر .
ثالوث : آن چه مرکب از سه باشد ، اب ابن روح القدس (درآیین نصاری) .
ثامن : هشتم ، هشتمین .
ثانوی : دومی ، دومین .
ثانیاً : دوم ، بار دوم .
ثبت : قراردادن ، برجای بودن ، استواری ، پایداری حجت ، دلیل .
ثبوت : استوار شدن ، استقرار یافتن ، ایستادن .
ثرا : ثروتمند شدن ، بی نیاز شدن ، دارایی ، توانگری .
ثری : تری ، رطوبت ، خاک نمناک ، زمین ، خاک .
ثری تا به ثریا : از زمین تا بالای آسمان .
ثعبان : ماربزرگ ، اژدها .
ثَعلَب : روباه .
ثَقال : شتر آهسته رو ، زن فربه کفَل .
ثَقب : سوراخ کردن ، سوراخ ، رخنه .
ثُقَب : سوراخ ها .
ثُقل : تفاله ی هر چیزی ، درد شراب .
ثِقل : کران شدن ، سنگینی ، گرانی ، گناه ، گنج زمین .
ثَقل : گران شدن ، آزمودن ، وزن چیزی در دست .
ثِقَل : سنگین شدن .
ثَقَلان : انسان و جن .
ثِقِه : اعتماد کردن ، کسی که مورد اعتماد باشد .
ثَقیف : زیرک ، چالاک ، ماهر ، حاذق ، نام یکی از قبایل عرب ساکن بین طائف و مکه .
ثَلاث : سه ، سه تا .
ثَلاثه : سه .
ثَلاثون : سی .
ثَلاثی : سه تایی ، کلمه ی سه حرفی در صرف .
ثُلث : یک سوم ، دو دانگ .
ثَمر : میوه ، بار ، حاصل ، نتیجه .
ثَمره : واحد ثمر ، یک دانه میوه ، نسل ، فرزند .
ثَمن : بها ، نرخ  .
ثُمن : یک هشتم ، هشت یک .
ثَمین : گران بها ، گران قیمت .
ثَنا : آفرین ، تحسین ، مدح ، ستایش ، سپاس ، شکر ، دعا .
ثَنا خوان : مداح ، ستایشگر .
ثَنا گویی : مداحی ، ستایشگری ، دعا گویی .
ثَنایا : دندان های تیز پیشین ، داندان های نیش .
ثواب : مزد ، پاداش .
ثُور : گاو نر ، نام یکی  از صورت های فلکی و دومین برج از بروج دوازده گانه که خورشید در حرکت ظاهری خود دراردیبهشت ماه در این برج دیده می شود .
فهرست