” لغت نامه ی تخصصی تعزیه “

( ض )

ضایع : تباه ، تلف ، بی فایده ، بی ثمر ، مهمل ، بیکار .
ضارب : زننده ، کسی که می زند .
ضال : گمراه .
ضالّه : گم گشته ، گمراه کننده .
ضَجر : نالیدن ، اظهاردلتنگی کردن ، بی قراری کردن .
ضَجِر : بی قرار ، بی آرام .
ضَجِّه : ناله ، غوغا .
ضَحّاک : بسیارخنده کننده .
ضد : مخالف ، دشمن ، ناسازگار .
ضرب الاجل : وقت تعیین کردن ، در فارسی پایان مهلت و مدت معین .
ضَربَت : زدن ، زخم .
ضَرَر : زیان وارد کردن ، زیان .
ضرع : زاری کردن ، فروتنی کردن .
ضَرغام : شیر درنده ، دلاور ، شجاع .
ضرور : واجب ، لازم .
ضروری : بایسته ، لازم .
ضرورتاً : از روی ضرورت .
ضرورت : نیاز ، حاجت ، اجبار ، الزام .
ضرس : دندان آسیا ، با کمال اطمینان .
ضربان : زدن قلب ، جهش ، تپش قلب .
ضریح : گور ، قبر ، ساختمانی که بر روی گور بزرگان مذهبی درست کنند .
ضَعف : سست شدن ، ناتوان گشتن ، سستی ، ناتوانی .
ضعیف : سست ، ناتوان ، عاجز ، بیمار .
ضعیفه : زن سست و ناتوان ، زن ، زوجه .
ضَلال : گمراه شدن .
ضلالت : گمراه شدن ، گمراهی .
ضیاء : نور روشنایی .
ضیاع : تباه شدن ، تلف گردیدن .
ضیافت : مهمان شدن ، مهمانی ، مهمانی باشکوه .
ضیغم : شیر درنده ، شیربیشه .
ضَیق : تنگ شدن ، بخیل گشتن ، تنگی ، سختی .
ضمیر : باطن انسان ، اندرون دل، اندیشه ی نهفته ، راز ، کلمه ای که جانشین اسم می شود .
ضمناً : دردرون ، در میان ، در ضمن ، در طی .
ضمان : پذیرفتن ، برعهده گرفتن وام دیگری را ، ضمانت .
ضَمّ : گرد آوردن ، جمع کردن .
فهرست